العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

85

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

23 - حبيب سجستانى گويد : از حضرت باقر عليه السّلام شنيدم فرمود خداوند فرزندان آدم را از پشت او بيرون آورد تا از آنها براى خود پيمان ربوبيت و براى پيامبران پيمان نبوت بگيرد ، و نخستين ميثاقى كه از آنها گرفته شد ميثاق نبوت حضرت محمد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه عليه و إله بود . بعد از اين خداوند متوجه آدم شد و فرمود : بنگر چه مشاهده مىكنى ، در اين هنگام آدم متوجه شد و همه جا را از ذريه‌اش پر مشاهده كرد و گفت بار خدايا ذريه‌ام چه اندازه زياد هستند و آنها را براى چه آفريده‌اى ، و چرا از آنان عهد و پيمان مىگيرى . خداوند فرمود : براى اينكه مرا پرستش كنند و مشرك نگردند و به پيامبران من ايمان بياورند و از آنها متابعت كنند ، آدم گفت بار خدايا چرا بعضى از ذريه بزرگتر از بعضى ديگر مىباشند و گروهى از آنها نور و روشنائى بيشترى دارند و پاره‌اى اصلا نور ندارند . خداوند متعال فرمود : من آنها را اين چنين آفريده‌ام تا در زندگى آنان را مورد آزمايش قرار دهم ، آدم گفت : بار خدايا اجازه مىدهى سخن بگويم ، پروردگار فرمود : سخن بگو روح تو از روح من مىباشد ولى طبيعت تو بر خلاف هستى من است و از ماديات خلق شده است . آدم گفت : اگر آنها را بر يك روش و طبيعت و اندازه و رنگ آفريده بودى و به زندگى و روزى يكسان مىدادى آنها به همديگر ظلم نمىكردند و بين آنها حسد و كينه‌توزى و بغض و عناد و اختلافى پديد نمىآمد ، و همه در صلح و صفا و آرامش و سكون زندگى مىكردند . خداوند فرمود : اى آدم تو با روح من سخن گفتى ولى به علت ضعفى كه در طبيعت تو هست بدون اينكه از عواقب امور آگاه باشى سخن گفتى ، من آفريننده دانائى هستم و با علم و اطلاع آنها را مختلف آفريدم و فرمان و مشيت من در ميان آنها جارى و نافذ است . آدميان با تدبير و سرنوشتى كه براى آنان معيّن كرده‌ام زندگى مىكنند و در